حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

روزهای پایانی مرداد94

سلااااااااااااااااااااااام سلام عزیزدل مادر امیدوارم روزگاربروفق مرادت باشه و همه چیز همون جوری باشه که دلت میخواد.... یه چندتاعکس ازهفته پایانی مردادماه هست که برات میذارم شرح همراه عکس هادرادامه   یه غروب باهمدیگه رفتیم پارک کشاورز وکمی شمابازی کردی ولی انصافآ انقدرترافیک بودکه ازرفتنم پشیمون شدم وقتی پسرکم با ماشین هاش بازی میکنه یه روز که رفتیم استخرباباهمراهمون اومد وازت عکس گرفت ولی ازدستت خیلی ناراحت بودچون شما نمیرفتی عمق چهارمتری همش میترسیدی؛ولی بعدبهترشدی خداروشکر واما وقتی پسرنازم باهامون نمازمیخونه ...
31 مرداد 1394

ساحل گیسوم

بیاباهم هرروز عشق را زندگی کنیم... یادمان نرودطعم نگاه های ترمان.... بیاهرروزکه بیدارمیشویم پنجره دل را بگشاییم و فریاد بزنیم... ای عشق سلاااااااام... روزت بخیر.... هرصبح آغازشویم دوباره عاشق شویم من عاشق تو باشم تو عاشق من..!!! سلام عزیزدل مادر عشق من سلااااام از حال و هوای این روزهابگم بسی گرم و سوزان که داریم هلاک میشیم هرچه کلاس میریم ومیایم کولر یکسره روشن اما ازگرمی هواآدم سردرد میگیره؛من همش مواظبم گرمازده نشی،جمعه به اتفاق آقاجون و مادرجون رفتیم طرف پونل؛بعدبا تماس تلفنی متوجه شدیم عمو امین و عمه حدیث اینا ...
24 مرداد 1394

پست خوشمزه ی نیمه ی مرداد

آرزوهات رو یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود سلام به پسرم ,عمروعشق مادر الهی که تمام وجودت از شادی موج بزنه و از زندگیت لذت ببری اگه تموم دنیارو هم داشته باشی اما دلت شاد نباشه یعنی خوشبخت نیستی پس کاری کن دلت شاد باشه و امروز طوری زندگی کنی که حسرت روز قبل رو نداشته باشی؛دل کسی رو نرنجونی حنان گلم که ازت رنجیده خاطر باشه. از این حرفهاکه بگذریم بریم سراغ حرفهای خوشمزه؛چهارده مرداد امسال پانزدهمین سالگرد ازدواجمون بود بابا تدارک بیرون دیده بود اما نتونستم از کلاسهات بگذرم و تعطیلت کنم ...
17 مرداد 1394

بابا و قولش....قصربازی لاهیجان

زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند . زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ . زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز . زندگی زیباییست ، مثل زیبایی یک غنچه ی باز . زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است، زندگی مثل زمان درگذر است.... سلام به پسر خوشکلم وای که چقدرهواگرمه؛داریم روزهای گرم مردادی رو میگذرونیم اما بیرون رفتن خیلی سخته،چون تمام هفته رو توی گرما میبرمت کلاس دیگه روز جمعه سعی میکنیم توی خنکی هوابریم بیرون؛هفته گذشته وقتی رفته بودیم پارک ابریشم صومعه سرا دلت میخواست بری شهر بازیش ...
10 مرداد 1394

قراردوستان باشگاهی در پارک

بیا با هم هر روز عشق را زندگی کنیم یادمان نرود طعم نگاه های ترمان.... بیا هر روز که بیدار می شویم پنجره دل را بگشاییم فریاد بزنیم: ای عشق سلام!!!! روزت بخیر!!!! بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان جا خوش کند و بخندد همچنان به ما زندگی را تکرار نکنیم زندگی را زندگی کنیم بی بهانه!! هر صبح اغاز شویم دوباره عاشق شویم من عاشق تو باشم تو عاشق من بیا ابروی عشق باشیم....!! سلام ؛سلامی به داغی گرمای تابستون حنان جونم ما مادرها با وجودشما عزیزای دل که میرین باشگاه  دوستای خوبی پیداکردیم؛وسعی میکنیم خارج از باشگاه هم حتی شده ارتباط و قرار کوچکی بزاریم تاهم شما باهم بازی کنید...
6 مرداد 1394

خبرهای استخرشنا....

سلام به پسر نازخودم امیدوارم خوب خوب باشی اومدم تا از خبرهای جدید استخرشنابرات بنویسم بعدیه مرحله بیماری خداروشکر خوب شدی و کلاس هارو ازسرگرفتی یک ماه از آموزش شنا رفتنت میگذره؛این دفعه بابا همراه ما اومد تاهم شارژ کنه برای ماه دوم هم ببینه چقدر پیشرفت کردی؛خداروشکر راضی بود و تا حدودی شنارو یادگرفتی؛وحالا عمق چهارمتری هستی که کمی میترسی و با کمک مربی داری یادمیگیری؛آرزوی منو بابا پیشرفتت توی همه ی مراحل زندگیته و داریم توی این همه مشکلات سعی میکنیم وسیله ی پیشرفتت رو مهیا کنیم به امید موفقیت وحالا چندتاعکس ا ز اس تخر درادامه   ...
5 مرداد 1394

ویروس لعنتی...

سلام به چلچراغ خونه ی من خوبی عشق مامان؟ الهی همیشه سلامت باشی ؛هیچ چیزی بهتراز سلامتی نیست. الان میخوام از خاطراتی برات بگم که شاید خوب نباشه اما میخوام بدونی هرانسانی باید به داشته هاش قانع باشه مخصوصآسلامتی. سلامتی تنهاچیزیه که ما شاکر نیستیم وفقط زمانی قدرشو میدونیم که مریض بشیم؛وقتی ازصبح پامیشیم و کلی کارمیکنیم میگیم خسته شدیم وای خدایا چقدرکار؛اما تاحالاشده به این فکرکنیم و بگیم خدایاشکرت که سالم هستم و میتونم ازپس کارها وبدون اینکه محتاج کسی بشم بربیام عشق مامان ازت میخوام همیشه مواظب سلامتیت باشی و قدرشو بدونی. دیروزوقتی بردمت استخر خیلی گرم بود و...
4 مرداد 1394

پارک ساحلی تولم شهر

قلمت را بردار بنویس از همه خوبیها زندگی، عشق، امید و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست گل مریم، گل رز بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال از تمنا بنویس از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود از غروبی بنویس که چو یاقوت و شقایق سرخ است بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هرجای جهان می نگرد قلمت را بردار روی کاغذ بنویس زندگی با همه تلخی ها باز هم شیرین است. سلام به چراغ خونه ی مممممممن عشقم خوبی؟روبه راهی؟همه چی آرومه؟ آرزومیکنم هر لحظه از عمرت که داری اینارو میخونی دلت شاد شاد و همراه لبانت بخنده؛شادبودن دل خیلی مهمه؛ممکنه خیلی چیزهاتوی زندگیت ...
2 مرداد 1394
1